خانه > فرهنگی > آداب و رسوم > شب چله زیر کرسی

شب چله زیر کرسی

//
امکان درج نظر وجود ندارد

زهــره کهندل / روزنامه قدس خراسان دوشنبه ۳۰ آذر ۹۴ 

نه به خاطر آن یک دقیقه طوالنی تر بودنش که به خاطــر بهانه با هم بودنش ، شــبی به یادماندنی اســت!
شــب یلدا یا همان شب چله خودمان ، دورهمی خانواده ها در شــبی ســرد است. شــبی که باریدن برف و باران گهگاهی اش، به خاطره انگیزی آن می افزاید. در یکــی از خیابان های مشــهد ، یک مغازه کرســی فروشــی جا خوش کــرده ؛ آن هــم در روزگاری که شــاید دیگر خبری از این مغازه ها نباشــد. مغازه ای که صاحبشــان، چندان ســالخورده نیستند و قصه کرسی ســاز شدنشان شــنیدنی اســت. این روزها بــازار آن ها داغتر از همیشــه اســت. “غالمحســن ابراهیمی” به همراه پسرش رضا ، چند سالی است که کرســی سازی و کرسی فروشی می‌کنند. به مناسبت شب چله، میهمان این خانواده شدیم.  

با مهربانی هم گرم می شویم

هنوز هســتند خانواده هایی که به رســم گذشــته ، کرســی راه می اندازند و از مهربانی و لبخندهای هم، گرم می شــوند؛ هر چند دیگر خبری از ســر و صدای بچه ها و شیطنت هاشــان نیست ، بچه های دیروز قد کشــیده اند و پدر و مادرها، خمیده تر شــده اند. در روزهایی که همه درگیر گرفتاری های و روزمرگی های زندگی شــده اند، یافتن فرصتــی برای یک دورهمی دلچسب، غنیمت است.

کرسی، یک چارچوب بزرگ یا کوچک چوبی است که یک لحاف بزرگ روی آن پهن شــده باشد. کرسی ها در قدیم ها با گرمای زغال های گداخته، گرم می شد و حاال با چراغ های هیتری. پدربزرگ خانواده می گوید: قدیم ها همه اهل خانه برای در امان ماندن از ســرمای اول زمســتان، زیر کرسی می رفتند و شب ها لحاف را تا گردن باال می‌کشــیدند. لحافهای بزرگ و خوش نقش و نگاری که گاهی مساحتشان به ۵۰ متر مربع (۵ متر در ۱۰ متر) هم میرسید.

 طعم تاسکباب روی کرسی

قدیم ها، غذا را روی کرســی می پختند. زن ها گرفتار بچــه داری بودنــد و گاهــی به کار روزانــه خانه هم نمی رســیدند. مادربزرگ خانــواده میگوید: روی کرسی تاس کباب و آبگوشت بار می گذاشتم. صغــری خانم تعریف می‌کند: کرســی های قدیمی، کشــو داشت و برخی هم زنجیر، که قابلمه های مسی را برای پخت غذا، روی زنجیرها می گذاشتیم تا غذا با گرمای کرسی، پخته شود. او روی زغال های گداخته کرسی، شیرینی درست می‌کرد. کرسی های قدیمی کار مایکروفر امروز را انجام میداد. صغری خانم تمام شیرینی عید را روی کرسی میپخت. پدر خانواده یاد گذشــته می‌کنــد و میگوید: مادرم کیسه های آجیل خشک را به ستون کنار کرسی آویز می‌کرد و اگر بچه خوبی بودیم یک مشــت آجیل کف دستمان میریخت.  

درد و مرض از جان آدم میگرفت

غلامحسین رســتمیان ، بابابزرگ مادری خنده روی خانواده اســت. او میگوید: یک چاله بیســت سانتی متر در ســی ســانتی متر می‌کندند و داخل آن زغال میانداختند، روی آن چهارپایه می گذاشــتند و پتو را پهن می‌کردند، همه از کوچک و بزرگ زیر کرســی می آمدند و جای خوب کرسی، برای پدر خانواده بود. صغــری خانم ادامــه میدهد: داخل گــودال نمک میریختیــم تا زغال، دود نکنــد. مادر بزرگ خانواده میگوید: نرمــه و خاکه زغال را گلولــه می‌کردیم و داخــل کرســی میانداختیم. یــک روز تمام، آتش داشــت و گداختــه بود. به باور قدیمی هــا، با گرمای کرسی تمام درد و مرض های جان آدم از کف پا بیرون  میرود.  

قصه پادرد مادرم

غلامحسن ابراهیمی ، پدر خانواده و برقکار است. قصه ســاخت کرسی توسط او و پسرش به چند سال پیش برمی گردد. زمانی که همســرش پا درد گرفت و برای مداوای آن، کرسی گذاشتند.  رضــا میگوید: بعد از مدتی ، پادرد مادرم بهتر شــد. همان زمان پدر و پســر خانواده به فکر ساخت کرسی افتادند.  ابراهیمی برای شروع کار و ساخت “هیتر” که وسیله گرما بخش زیر کرسی اســت از حلب روغن استفاده می‌کرد. برش های بدنه هیتر را با دست میزد و چون تخصصش برق بود، هیترهای دست ساز میساخت. کارشــان رونق گرفت و سفارش ها زیاد شد آنقدر که کارگاهی راه انداختند.

ابراهیمــی ادامه میدهد: شــاید تا چند ســال قبل، جوانترها، کرســی را فقط بــرای نمایش یا خاطره انگیزی میخواســتند، اما حال همه بــه این نتیجه رســیده اند که همان شــیوه قدیــم ایرانی ها یعنی کرســی انداختن در زمستان، در این روز و روزگار هم روش مناســبی برای صرفه جویی در انرژی مصرفی خانه هاســت و هم درمانی برای دردهای مفصلی که جوان ها هم با آن درگیر هستند. 

لینک مطلب در روزنامه قدس چاپ دوشنبه ۳۰ آذر ۹۴ 


- جهت ارسال نظر نوشتن نام ، ایمیل و وبلاگ ضروری نمی باشد .
- نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی همچنین نظرات ارسالی غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط با مطلب منتشر نمی‌شوند .
- نظرات منتشر شده در این پایگاه صرفا بیانگر دیدگاه کاربران می باشد .